ماجراهای رامیلا
این روزها رامیلا خوشگلم خیلی خیلی قشنگ صحبت میکنم شیرینتر از گذشته, بعضی وقتها خیلی اذیتم میکنه مجبور میشم کمی سرش داد بزنم بعد با کمال خونسردی میادو میگه سانازی قشنگم بیا کارت دارم یا باز دوباره کار خودش رو انجام میده راستش خیلی لجبازه وقتی بهش میگم که این کار درست نیست یا این کارو انجام نده, تا انجامش نده ول کن نیست یه جورای سرکارت میذاره بعد میره کار خودش رو انجام میده خیلی بلا شده قربونش بر م که با این مغز کوچیکش اینقدر میفهمه, حالا تو این وضعیت شما جای من بودین چه کار میکردین ؟ بعضی وقتها خیلی عصبانیم میکنه و خیلی ریخت و پاش از یک طرف من هم خسته از سرکار اومدم و نیاز به استراحت دارم تازه باید ب...





